تبليغاتX
اِشنونا

اِشنونا

حقوقی

ایسکانیوز ـ در دو بخش قبلی این مقایسه ماهیت و آثار چک امانی مورد بررسی قرار گرفت و دیدیم که از دیدگاه گیرنده چک امانی بودن چک دارای پارادوکس است زیرا تا چک امانی حامل نباشد گیرنده چک از دریافت چک امتناع خواهد کرد.

در بخش پایانی به جمع بندی از ماهیت و آثار صدور چک امانی می‌پردازیم.

در چک‌های امانی غالبا مبلغ خاصی که مورد توافق طرفین معامله است مرقوم می‌شود که البته گیرنده چک وجه آن را به صادر کننده تحمیل می‌کند این مبلغ خاص غالبا با معامله‌ای که طرفین انجام داده‌اند تناسب دارد.

از این مباحث نتیجه می‌گیریم که امانتی تلقی کردن این گونه چک‌ها خلاف ذات و تعریف امانت است و صدور این گونه چک‌ها با عنوان امانت ناشی از اضطرار صادر کننده و گریز از مجازات مقرر است. و در واقع این چک، چک تضمینی است و شخص صادر کننده با صدور آن طبق ماده 13 قانون تجارت اصلاحی سال 1372 مرتکب جرم شده است و با لحاظ موارد فوق اگر شخص گیرنده چک قبل از ایجاد سبب عدم انجام تعهد از طرف صادر کننده اقدام به وصول چک کند وی مرتکب خیانت در امانت نشده است چرا که چک از باب تضمین به او داده شده است ونه از باب امانت.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 16:33  توسط مزدک پنجه ای  | 

ایسکانیوز ـ در بخش اول این مقاله گفته شد چک امانی وسیله‌ای است که در روابط اقتصادی میان اقشار مختلف مردم جایگزین چک تضمینی گردیده است و ماهیت و آثار این چک از دیدگاه صادر کننده آن مورد بررسی قرار گرفت اکنون در بخش دوم مقایسه ماهیت و آثار چک امانی از دیدگاه گیرنده چک بررسی می‌گردد:

2ـ گیرنده چک: گیرنده چک به عنوان یک امانت به چک ماخوذه نمی‌نگرد بلکه او به عنوان اهرمی قانونی و دارای جنبه کیفری به چک دریافت شده می‌‌نگرد. گیرنده چک هرگز به دنبال این نیست که طرف معامله‌اش امانتی به او بسپرد زیرا امانت را او باید در نهایت برگرداند و نگهداری از امانت، مسوولیت‌ها و محدودیت‌هایی دارد که گیرنده با هدف معامله وارد یک رابطه اقتصادی شده نه با هدف نگهداری از امانت آنها.

گیرنده چک چیزی می‌خواهد که بتواند ادعای حاکمیت آن را بکند ولی چک امانی چیزی نیست که امین بتواند ادعای حاکمیتش را داشته باشد بنابراین چه بهتر چکی را که اخذ می‌کند در وجه حامل باشد تا هر وقت که صادر کننده شرایط معاملات و تعهدات خود را عملی نکند برای وصول چک اقدام کند.

امانت برپایه اعتماد به شخص امین و به اعتبار صفت امانت رد شخصی به وجود می‌آید تا زمانی که صادر کننده به شخص به عنوان امین اعتماد نکند و وصف امانت را در او محرز نبیند اموال خود را نزد وی نمی‌گذارد علت اینکه چنین چک‌هایی در وجه حامل صادر می‌شود ناشی از حقیقت برتر تضمین گیرنده و اضطرار تضمین دهنده صادر کننده چک است که به ناچار و به درخواست طرف مقابل چک دارد وجه حامل صادر می‌کند تا در صورت بروز مشکل دارنده چک تضمین گیرنده از ایرادات احتمالی قابل طرح مصون باشد در واقع چک امانی تضمین در نتیجه نبودن اعتماد و صفت امانت است و در اوج بی‌اعتمادی صادر می‌شود. غالبا نیز گیرندگان چک امانی هرگز حاضر به آن نیست که چکی را در وجه خود تحویل گیرند زیرا آنها زمانی را در نظر می‌گیرند که چک بلامحل بوده و آنها نیز به آسان‌ بتوانند چک مذکور را به فروش برسانند به عبارت دیگر حامل بودن چک و امانی بودن آن دو امر غیرقابل جمع هستند گیرنده چک زمانی به دریافت چک به عنوان امانت رضایت می‌دهد که در وجه حامل باشد یعنی از همان ابتدا زیرا بار امانت نمی‌رود و تصور آن را که چک را به دیگری بفروشد در ذهن خود دارد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 16:32  توسط مزدک پنجه ای  | 

ایسکانیوز ـ مسایل مربوط به چک امانی از مقولاتی است که در سال‌های اخیر حجم زیادی از دعاوی قوه قضاییه را تشکیل می‌دهد. مقاله زیر درصد واکاوی عناصر تشکیل دهنده چک امانی و آثار قانونی صدور این چک است.

چک امانی مقوله‌ای است که اخیرا بیش از هر زمان دیگری رواج پیدا کرده است.

چک امانی مفهومی است به ظاهر موجه اما در باطن خود دارای اشکالات فراوانی است. در معاملات و روابط اقتصادی که اقشار مختلف مردم برقرار می‌کنند چک امانی را وسیله‌ای می‌دانندکه جایگزین چک تضمینی گردیده است و این امر به دلیل این است که قانونگذار در ماده 13 قانون چک اصلاحی سال 1372 برای چکی که به عنوان تضمین شده صادر شده و پرداخت نشده است، مجازات حبس از 6 ماه تا 2 سال و یا جزای نقدی از یکصد هزار ریال تاده میلیون ریال تعیین کرده است. مجازات در نظر گرفته شده باعث شده که در معاملات طرفین به جای عنوان تضمین از عنوان امانت استفاده کنند و در واقع این واژه امانت راه گریزی برای صادر کننده چک باشد حال برای ورود به بحث از دو دیدگاه چک امانی را بررسی می‌کنیم:

1ـ دیدگاه صادر کننده 2ـ دیدگاه گیرنده

1ـ دیدگاه صادر کننده: در اثر یک رابطه قراردادی ضرورت و موجبی پیش می‌آید که شخص چکی را نزد دیگری به عنوان امانت قرار دهد اما آنچه باعث به وجود آمدن چک و امضای آن شده است امانت گذاشتن نیست بلکه تضمین و تحکیم و به وجود آوردن اعتماد است. در واقع شخص برای جلب اعتماد و اطمینان طرف مقابل خود سندی را امضا می‌کند که به موجب آن طرف خود را در خصوص ایراد خسارات احتمالی یا عدم انجام تعهد مطمئن می‌سازد و قصد او به امانت گذاردن چک نیست. بلکه ایجاد انگیزه و اعتماد در طرف مقابل است و استرداد چک مزبور زمانی امکان پذیر است که معامله به طور صحیح و بدون تخلف به اتمام برسد. کما اینکه چنانچه واقعا ماهیت چک امانی به امانت گذاردن بود می‌بایست هرگاه امانت گذارنده اراده کرد بتواند امانت خود را مسترد دارد چرا که او مالک چک است و به محض درخواست رد چک ید امانی امین ساقط می‌شود. در حالی که در چک‌هایی که ادعای امانی بودن آنها می‌شود هرگز چنین نیست. صادر کننده هرگز نمی‌تواند چک خود را هر موقع که اراده کند مسترد دارد بلکه فقط زمان به اتمام رسیدن معامله می‌تواند آن را مسترد نماید چرا که ید مالکانه او ساقط می‌شود و در چنین صورتی مفهومی از امانت به چشم نمی‌خورد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 16:31  توسط مزدک پنجه ای  | 

روان‌شناسی جنایی ترجمه‌ای است از (C Criminalpsychology) که ضمناً روان شناسی کیفری نیز گفته می‌شود،بنا به تعریف عبارت است از مطالعه و تحقیق در باب علل و ماهیت جرم و همچنین شخصیت مجرم و مطالعه احساس و انگیزه و همچنین حالات روانی خاص که سبب ایجاد جرم می‌گردد.

بنابر این در روان‌شناسی جنایی یا کیفری تجزیه و تحلیل حالات روانی مجرم مورد مطالعه قرار می‌گیرد.

روان‌شناسی جنایی در سال‌های اخیر مورد توجه واقع وهمراه با پیشرفت‌ سایر شعب روان شناسی بسط وتوسعه یافته است. سابقاً به هیچ وجه توجهی به علل جرم از نظر کیفیت روانی وحالات خاص مجرم مبذول نمی‌گردید و حتی جنون یا سایر عوارض شبیه آن نمی‌توانسته از موجبات معافیت از مجازات باشد. علت آن هم این بود که در آن دوران برای صدور احکام کیفری فقط خود نفس جرم مورد توجه قضات قرار می گرفته نه حالات و نفسانیات مجرم. خوشبختانه به تدریج مراجع قانونی و محاکم دادگستری  به کیفیت روانی مجرم توجه نموده و مساله مسئولیت در قبال جرم مطرح گردید و در بسیاری از موارد شخصیت مجرم مورد نظر قرار گرفت. امروزه مطالعه روان‌شناسی کیفری اهمیت خاص یافته و نقش آن در شناخت مجرم کاملاً آشکار شده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 16:29  توسط مزدک پنجه ای  | 

هر گاه زنی توسط مردی کشته شود این سوال پیش می آید که در صورت اثبات قتل مجازات چگونه بر مرد اعمال می شود. برای پاسخ به این سوال بایستی موارد قتل عمد را از قتل غیرعمد جدا کرد.
درخصوص قتل غیرعمد از حیث جنبه عمومی جرم فرقی بین زن و مرد وجود ندارد پس اگر در حادثه رانندگی مقتول زن و راننده مقصر مرد باشد مطابق قانون، مجازات قانونی او شش ماه تا سه سال حبس است یعنی اگر مقتول این حادثه یک مرد بود نیز چنین مجازاتی در نظر گرفته می شد.
اما از حیث دیه بین زن و مرد تفاوت وجود دارد یعنی در همین مثال بالا دیه ای که راننده مقصر باید به اولیای دم زن بدهد نصف دیه کامل یک مرد است بنابراین در این حالت راننده مقصر باید معادل بهای 50 نفر شتر به اولیای دم زن بپردازد.
پرسش: آیا دیه زن همیشه نصف دیه مرد است؟
پاسخ: دیه زن و مرد تا هنگامی که مقدار دیه به یک سوم دیه کامل برسد مساوی است و چنانچه یک سوم و یا بیش از یک سوم دیه باشد دیه زن نصف دیه مرد خواهد بود.
پرسش: اگر قتل زن در یکی از راه های حرام صورت گیرد (رجب، ذیقعده، ذیحجه، محرم) آیا همانند قتل مرد به مقدار دیه افزوده می شود؟
پاسخ: از این حیث فرقی میان زن و مرد نیست و اگر قتل در یکی از ماه های حرام صورت پذیرد یک سوم به نوع دیه انتخاب شده افزوده می شود پس در مثال بالا اگر قتل غیر عمد زن ناشی از حادثه رانندگی در یکی از چهار ماه حرام باشد راننده مقصر علاوه بر پرداخت بهای 50 نفر شتر یک سوم از دیه مزبور را باید به اضافه آن به ورثه مقتول بپردازد.
پرسش: در مورد قتل عمد چطور؟
پاسخ: اگر مرد مسلمانی عمدا زن مسلمانی را بکشد محکوم به قصاص می شود اما اولیای دم زن قبل از قصاص قاتل باید نصف دیه مرد قاتل را به او پرداخت کنند و چنانچه دیه مذکور به قاتل پرداخت نشود قصاص صورت نخواهد گرفت.
پرسش: تا چه زمانی فرد محکوم به قصاص باید در بازداشت به سر برد؟
پاسخ: تا ورثه زن مقتول دیه را به او بپردازند. در این حالت معمولا واحد اجرا احکام دادگستری به متقاضیان قصاص مهلت می دهد تا یک دوم دیه به قاتل پرداخت شود زیرا در غیر این صورت امکان اجرای حکم فراهم نخواهد بود اگر این مدت به نسبت طولانی شود واحد اجرای احکام این قبیل پرونده ها را برای تبدیل قرار بازداشت موقت به قرار مناسب دیگر به دادگاه صادر کننده قرار بازداشت موقت می فرستند تا قرار مناسب صادر شود.
پرسش: اگر قاتل مرد مسلمان باشد و مقتول زن غیر مسلمان باشد آیا قصاص صورت می گیرد؟
پاسخ: خیر، مرد مسلمان به خاطر قتل یا زن غیرمسلمان قصاص نمی شود ولی برابر قانون هر گاه کسی مرتکب قتل عمد شود و به هر علت قصاص نشود چنانچه عمل او نظم جامعه را برهم زند (که در غالب موارد چنین است) دادگاه مرتکب را به حبس از سه تا 10 سال محکوم خواهد کرد.
پرسش: اگر قاتل و مقتول غیر مسلمان باشند چطور؟
پاسخ: اگر فرد غیر مسلمان فرد غیر مسلمان دیگری را بکشد اگر چه از دو دین مختلف باشند قاتل قصاص خواهد شد چنانچه مقتول زن باشد اولیای دم او باید قبل از قصاص نصف دیه را به قاتل بپردازد.
پرسش: درخصوص قصاص اعضای بدن حکم زن و مرد چگونه است؟
پاسخ: در قصاص عضو زن و مرد برابرند و مردم مجرم به سبب نقص عضوی یا جرمی که به زن وارد می کند به قصاص عضو مانند آن محکوم خواهد شد البته اگر دیه عضوی که ناقص شده یک سوم یا بیش از یک سوم دیه کامل باشد زن هنگامی می تواند قصاص کند که نصف دیه آن عضو را به مرد پرداخته باشد

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 16:26  توسط مزدک پنجه ای  | 


 
 
‌مطالعاتی توسط برخی حقوقدانان و روحانیون در قوه قضائیه صورت گرفت تا به جای اعدام با چوبه دار که گاه تا دقایقی محکوم را زجر می دهد ،‌روش های دیگری مانند اعدام با تزریق دارو مورد استفاده قرار گیرد.
عصرایران - یکی از مراجع معروف ،‌ جواز بی هوشی محکومین به قصاص ، پیش از اجرای حکم را صادر کرد .
 
به گزارش عصرایران به نقل از پایگاه اطلاع رسانی آیت الله محمد تقی بهجت ، از ایشان سوال شده است:" آيا در قصاص عضو، محكوم مى‏تواند پيش از قصاص، آن را بى‏حسّ كند؟ آيا محكوم به قصاص نفس مى‏تواند پيش از اجراى حكم، خود را بى‏هوش كند يا وى را بى‏هوش كنند؟ "
این مرجع تقلید در پاسخ چنین نوشته است: جايز است پيش از قصاص آن را بى‏حس كنند يا در قتل قبلاً او را بى‏هوش كنند؛ بلكه اگر اين كار براى خود جانى ممكن باشد بر او واجب است اين كار را بكند، براى دفع اضرار و ايذاى به نفس، مانند پيوند پس از قطع.
 
گفتنی است ،‌طبق روایات متعددی که در کتب حدیث وارد شده ، مجازات اعدام باید به گونه ای اجرا شود که محکوم کمترین آزار را متحمل شود .
 
بر این مبنا ،‌در سال های پیش ،‌مطالعاتی توسط یرخی حقوقدانان و روحانیون در قوه قضائیه صورت گرفت تا به جای اعدام با چوبه دار که گاه تا دقایقی محکوم را زجر می دهد ، ‌روش های دیگری مانند اعدام با تزریق دارو مورد استفاده قرار گیرد ولی به دلایلی که اعلام نشد ، این پروژه متوقف شد و هم اکنون قریب به اتفاق اعدام و قصاص نفس ها در ایران با چوبه دار صورت می گیرد.
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 15:19  توسط مزدک پنجه ای  | 

سيد محمود هاشمى:مساله‏ء پيوند عضوى كه به حكم قصاص قطع شده باشد، از ديرباز ميان فقها مورد بحث و اختلاف نظر بوده است. طرح مساله بدين صورت بوده كه اگر كسى گوش ديگرى را قطع كند سپس گوش جانى را به قصاص قطع كنند، آن گاه يكى از آن دو، گوش بريده‏ء خودرا دو باره پيوند بزند، آيا ديگرى حق دارد آن را براى بار دوم قطع كند يا چنين حقى ندارد؟ در تفسير روايتى كه در اين باره آمده است اختلاف وجود دارد، برخى آن را در باره‏ء مجنى عليه مى دانند و برخى ديگر در باره‏ء جانى. اين اختلاف در تفسير روايت، منشا اختلاف آراء در مساله‏ء مذكور شده است. در كتاب مقنعه آمده است: اگر مردى نرمى گوش مرد ديگرى را بريد و گوش جانى را نيز به قصاص بريدند، سپس مجنى عليه گوش خود را معالجه كرده و قسمت بريده شده را دوباره پيوند زد، شخص قصاص شده حق دارد همان قسمت از گوش او را دوباره قطع كند تا به حالت قبل از قصاص برگردد. در هريك از اعضا و جوارح كه مورد قصاص قرار گيرد و سپس معالجه شده و خوب شود، همين حكم جارى است و اختصاص به نرمى گوش ندارد. حاكم مى بايست مهلت دهد تا شخص مجروح خود را معالجه كند و بهبود يابد، اگر با معالجه خوب شد جانى را قصاص نكند ولى او را به پرداخت ارش محكوم كند، اما اگر شخص مجروح علاج نشد، جانى را به قصاص محكوم كند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم دی 1386ساعت 17:39  توسط مزدک پنجه ای  | 

دكتر محمدرضا بندرچي : وكالت نهادي بسيار قديمي است كه در تاريخ بسياري از نظام هاي حقوقي جهان از اين تأسيس مهم ياد شده است. لذا از اين امر به دست مي آيد كه انسان ها در اين مورد تفكر كرده و به آن علاقه مندي نشان داده اند چرا كه مايل بوده اند در پاره اي از امور شخصاً دخالت نكرده با دادن اختيارات ويژه به ديگري، آن را به انجام رسانند. اگر چه در جهان فعلي نهاد وكالت چه در امور مدني و چه موارد قضايي نقش مهمي يافته است به طوري كه كمتر مسأله اي را مي توان سراغ گرفت كه در آن نقش نمايندگي و اعطاي نيابت به غير در آن لحاظ نشده باشد.
وكالت دادن به ديگري معلول امور زيادي است كه از جمله آنها مي توان نداشتن تخصص در امور خاص، عدم وقت و فراغت كافي در انجام بعضي از امور، رعايت پرستيژ و شخصيت به جهت مقابله مستقيم با ديگران و ... را نام برد ولي مهمترين علت وكيل گرفتن، نداشتن مهارت كافي در موضوع وكالت است.
مي توان وكالت را به دو بخش مدني و قضايي تقسيم نمود. در بخش مدني كه به كليه امور غير قضايي مثل خريد و فروش، اجاره، عقد ازدواج، طلاق، قرض، رهن و...اطلاق مي شود مي توان به ديگري نيابت داد كه به جاي ما آن را انجام دهد ولي در امور قضايي كه مراد، طرح شكايت يا دعوا نزد مراجع قضايي و يا دفاع از خود نزد آنان است نمي توان به هر شخصي وكالت داد بلكه وي بايد فردي صاحب صلاحيت و داراي اجازه ويژه از مراجع قانوني در امر وكالت قضايي باشدوگرنه مراجع قضايي از پذيرش وكالت او خودداري مي كنند.
در ضمن در اصل ۳۵ قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران آمده است كه:
«در همه دادگاهها، طرفين دعوا حق دارند براي خود وكيل انتخاب نمايند و اگر توانايي انتخاب وكيل را نداشته باشند بايد براي آنها امكانات تعيين وكيل فراهم گردد.»
از نظر قانوني امروزه دو مرجع براي اعطاي پروانه وكالت وجود دارند:
الف ـ كانون وكلاي دادگستري
ب ـ هيأت اجرايي مشاورين و وكلاي دادگستري قوه قضاييه
پس بدين ترتيب شخصي حق مشاوره قضايي و وكالت دادگستري را دارد كه از يكي از اين دونهاد، موفق به اخذ پروانه وكالت شده باشد و اشخاص فاقد اين مجوز نه تنها حق مشاوره و وكالت و تأسيس دفتر ندارند بلكه اگر به اين كار، تظاهر نموده، مرتكب جرم شده و به مجازات مقرر قانوني محكوم مي شوند.لذا جهت مراجعه وكيل ابتدا بايد از قانوني بودن كار وي مطمئن شد كه آن با مشاهده پروانه وكالت وي و حداكثر پرسش از دو مرجع ياد شده مسجل مي شود و هيچ گاه نبايد به حرفهاي افراد ناشناس كه در اطراف مراجع قضايي و نهادهاي دولتي پراكنده اند و خود را داراي اختيارات قانوني ارائه مي كنند و قول هاي بي اساس مي دهند اعتماد كرد زيرا چنانچه از ما كلاهبرداري كنند دچار مشكلات عديده اي مي شويم كه بعضاً جبرانش بسيار مشكل خواهد بود.
چند نكته:
نكته ۱ـ براي آشنا شدن با مقرراتي كه وكلا بايد در رابطه با مراجعين و موكلين خود رعايت كنند مي توان به مطالعه قوانين و مقررات مربوط به وكالت كه در مجموعه قوانين حقوقي درج شده مراجعه كرد، مضافاً اين كه خلاصه اي از موارد مهم اين قانون ها در پشت برگه وكالتنامه چاپي و كلا ًدرج شده است كه موكل مي تواند آن را در فرصت كافي از وكيلش گرفته و بررسي دقيق نمايد.
نكته۲ـ اگر چه امر وكالت قانوناً به رشته هاي تخصصي تقسيم نشده و وكلا مي توانند در همه مسائل حقوقي دخالت كنند ولي هر وكيلي براثر ممارست و تجربه، در نوع خاصي از دعاوي تبحر يافته است. مثلاً شخصي در يكي از امور بين المللي يا امور خانواده، قراردادها، حقوق اداري، ثبتي، مالياتي ، جزايي ( قتل، چك، سرقت و...) تجربه زيادي داشته لذا بهتر است در اين گونه موارد با پرس و جو از مطلعين به نزد وكيلي برويم كه در موضوع كار ما تبحر ويژه اي دارد يا به آن مشهور شده است.
نكته۳ـ اگر به وكيلي مراجعه مي كنيد بايد به وي اطمينان داشته باشيد و در اين صورت بايد بدون واهمه همه مسائلي را فكر مي كنيد بايد بداند به او مي گوييد زيرا اگر در موضوعات خود پنهانكاري كنيد وي نمي تواند مسأله شما را به درستي تجزيه و تحليل كرده و روش مناسبي براي آن پيدا كند و لذا به خطا مي رود و شما هم ضرر مي بينيد. توجه داشته باشيد كه او قاضي نيست و نمي خواهد به نفع يا ضرر شما دادرسي كند پس نبايد از اظهار حقيقت نزد وي واهمه داشته باشيد مضافاً اين كه يك وكيل صالح هرگز اسرار و مطالب موكل خود راافشا نمي كند بلكه بايد رازدار و امين باشد.
نكته۴ـ براي اين كه به وكيلي وكالت قضايي بدهيد لازم است برگه هاي مخصوصي را كه براي اين موضوع توسط نهادهاي قانوني تهيه شده امضا كنيد و بدين وسيله شما در حدود مصرح در متن وكالتنامه به وي وكالت مي دهيد تا مسأله مورد درخواست شما را در مراجع قضايي يا اداري پيگيري نمايد. اين برگه ها در سه نسخه تنظيم مي شود كه يك نسخه آن بايد به موكل تسليم شود. معمولاً بين وكيل و موكلش علاوه بر وكالتنامه، قرارداد وكالت كه در مورد چگونگي دريافت حق الوكاله و مسؤوليت هاي طرفين است نيز تنظيم مي شود كه يك نسخه از آن نيز بايد به موكل تسليم شود.
نكته ۵ـ اگر لازم است اصل اسناد خود را نزد وكيل به امانت بگذاريد حتماً بايد از وي رسيد دقيق دريافت كنيد تا بعدها باعث اختلاف نشود.
نكته۶ـ توجه داشته باشيد كه وكيل نمي تواند آينده دعواي شما را پيش بيني كند بلكه وي تا حد مقدور سعي خواهد كرد كه از شما دفاع كند و احقاق حق نمايد اما نتيجه دعوا تابع قاضي و نظر اوست لذا نبايد از وكيل انتظار داشت حتماً پيروز شود و حق الوكاله وي نيز ربطي به حاكم و محكوم شدن ندارد مگر اين كه قبلاً با وي در اين مورد توافقي شده باشد كه البته وفق توافق عمل خواهد شد.
نكته۷ـ براي حق الوكاله و مشاوره توسط قوه قضاييه تعرفه اي تعيين شده است كه در آن همه موارد پيش بيني شده است لذا اگر به مبلغ خاصي با وكيل توافق نشده باشد بايد مطابق تعرفه مزبور حق الوكاله را پرداخت نمود و رسيد نيز دريافت كرد اما وكلايي كه پروانه خود را از قوه قضاييه اخذ كرده اند مكلف اند فقط در محدوده تعرفه مزبور حق الوكاله دريافت كنند و اخذ وجوه اضافه، خلاف قانون است.
نكته ۸ـ وكلاي تحت پوشش كانون وكلاي استانها همه داراي درجه يكسان كه پايه يك است مي باشند اما وكلاي تحت پوشش قوه قضاييه به درجه يك و دو تقسيم مي شوند كه برحسب مدارك علمي و تجربه آنها صادر شده است و بدين ترتيب وكلاي پايه يك مي توانند در همه دعاوي وارد شوند ولي وكلاي پايه دو فقط در پرونده هاي خاصي حق دخالت دارند.نكته آخر اين كه مرجع شكايت از اعمال وكلا در امور وكالت آنان مرجعي است كه به آنها اجازه وكالت داده است. لذا از وكلاي مربوط به كانون وكلا، بايد به كانون وكلاي استان مربوطه و از وكلاي تحت پوشش قوه قضاييه بايد به هيأت اجرايي وكلا و مشاورين حقوقي شكايت كرد.
*استاد دانشگاه و وكيل پايه يك دادگستري
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم دی 1386ساعت 17:32  توسط مزدک پنجه ای  | 

 

  

آیت الله هاشمی شاهرودی:آيا هنگام اجراى حد يا قصاص، بى حس كردن عضوى كه مى خواهند آن را قطع كنند يا بى حس كردن بدن شخصى كه محكوم به تازيانه يا رجم شده، جايز است؟ اين پرسشى است كه امروزه در پرتو پيشرفتهاى علم طب و فنون جديد جراحى خودنمايى مى كند. پيشرفت دانش پزشكى و فنون جديد جراحى اين امكان را فراهم آورده است كه با بى حس كردن بدن يا عضوى از آن، درد ناشى از ضرب و زخم احساس نشود. بى شك اگر اين كار نسبت به شخصى كه محكوم به حد يا تعزير يا قصاص شده است جايز بوده و حق او شمرده شود، حتما آن را مطالبه خواهد كرد چرا كه درد او را بسيار سبك مى كند. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 23:54  توسط مزدک پنجه ای  | 

يونايتدپرس؛ دو تاجر ورشکسته ويتنامي از مقامات خواستند آنها را به زندان بيندازند تا به اين ترتيب از شر طلبکارهايشان راحت شوند؛«ما در نهايت صحت و سلامتي عقلي از مقامات خواهشمنديم ما را به زندان بيندازند تا مجبور نشويم قرض هايمان را بپردازيم.» اين دو مرد در نامه يي که طي هفته جاري به مسوولان قضايي فرستادند در توضيح شرايط خود اعلام کردند که صاحبان شرکتي بودند که چاي، قهوه و محصولاتي از اين دست به کامبوج صادر مي کرد تا آنجا که شرکت شان به دليل دريافت نکردن يک طلب 5/1 ميليارد دونگي از اداره دولتي ماليات ورشکسته شد و پيگيري هاي آنها به نتيجه يي نرسيد. کمپاني ورشکسته شد در حالي که آنها ناچار بودند هر ماه 100 ميليون دونگ قسط بپردازند. در نتيجه از مقامات خواهش کردند پيش از آنکه پس از کشمکش زياد به خاطر نداشتن اين پول امروز يا فردا به زندان بيفتند، از همين ابتدا به زندان بروند.
+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 11:5  توسط مزدک پنجه ای  | 


روزنامه اعتماد- نوشيروان کيهاني زاده: ۲۱
نوامبر سال 488 ميلادي، درست 1360 سال پيش از انتشار «مانيفست کمونيست» از سوي کارل مارکس، مزدک عقايد اقتصادي- اجتماعي خود را که نوعي سوسياليسم بود اعلام داشت و ترويج آن را آغاز کرد. مورخان و انديشمندان در اينکه مزدک پايه گذار سوسياليسم و از بزرگ ترين انديشمندان ايران و مصلحان جهان بوده است متفق القولند. از اوايل قرن 19 عقايد مزدک مورد تحليل و تفسير انديشمندان و مورخان بزرگ قرار گرفت و جهت اطلاع عامه انتشار يافت. مزدک پسر بامداد که يک روحاني زرتشتي در شهر استخر پارس(شيراز) بود، مدعي شد مطالبي را که اعلام مي دارد تفسيري درست از آموزش هاي زرتشت است. مزدک که معتقد به خدا بود گفته است که براي تامين برابري انسان ها، بايد مالکيت ها عمومي باشد و هر کس در حد نياز خود از محصول و توليدات استفاده کند. خدا انسان ها را هنگام تولد برابر مي آفريند و بايد اين برابري در طول حيات آنان حفظ شود. آزادي موهبت بزرگي است، ولي بدون برابري اجتماعي- اقتصادي آزادي احساس نخواهد شد. انسان دائماً نياز به اندرز دارد تا از راه صواب خارج نشود. برتري جويي و حرص مال زدن ريشه همه مسائل و مفاسد است که نبايد اجازه داده شود در افراد پديد آيد زيرا ذاتي نيست. مزدک انسان را مستحق زندگاني در آرامش و شادي اعلام داشت که تبعيض ها، بي عدالتي و عدم برابري در حقوق و استفاده از محصولات (امکانات اقتصادي، نعمت ها) اين آرامش و شادي را از انسان که عمري کوتاه دارد سلب مي کند و خلاف اراده خدا از آفريدن انسان است.

عوام الناس با شنيدن نظرات و کلمات مزدک پيرو او شدند و هر روز بر شمار آنان افزوده مي شد. قباد نيز که تازه شاه ايران شده بود راه حل مزدک را پذيرفت، از هواداران وي شد و به حمايت از او برخاست. پيشرفت عقايد مزدک حدود 11 سال ادامه يافت و در اين مدت عقايد او که نويد بزرگي براي عوام الناس بود جهانگير شده بود و «کاووس» و «زم» دو پسر از سه پسر قباد هم پيرو نظرات مزدک شده بودند. در اين هنگام مزدک روش ازدواج مرسوم را غيرانساني خواند و خواهان لغو آن شد. در اصل هدف مزدک برداشتن سد ملاحظات طبقاتي ازدواج بود زيرا در آن زمان پسر ارباب دهکده نمي توانست با دختر يک کشاورز ازدواج کند و بالعکس و اگر چنين ازدواجي هم صورت مي گرفت غيررسمي بود و چنين زني زوجه درجه دوم به شمار مي آمد. اظهارات مزدک در اين زمينه سوء تعبير شد و مخالفان فرصت يافتند که بگويند مزدک حرمت ازدواج را شکسته و آن را هم اشتراکي کرده است. مخالفان با قباد ملاقات کردند تا از حمايت از مزدک دست بردارد ولي قباد نپذيرفت که با يک کودتا دولت را برانداختند و قباد را در «قلعه فراموشي» در نزديکي شوشتر زنداني ساختند که بعداً يک سرهنگ سوار به نام سياوش او را نجات داد. قباد پس از بازگشت به قدرت، ديگر از مزدک حمايت نکرد و دست مقامات مخالف را در سرکوب مزدکيان بازگذارد و مزدک و مزدکيان تا سال 524 ميلادي قلع و قمع شدند. به نوشته مورخان چين، عمليات ضدمزدکيان تا سال 528 ميلادي ادامه يافت.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 11:3  توسط مزدک پنجه ای  | 

 

               

جامعه شناسان و کارشناسان مسائل اجتماعی امروزه از بروز پدیده ای خبر می دهند که دامنگیر زوج های جوان شده و گسترش آن سبب گردیده که زندگی زناشویی در ایران با بحران و نابسامانی تازه ای دست به گریبان شود.این اپیدمی تا اندازه ای شیوع یافته است که پاره ای از دختران بهای دوشیزگی خود را با ارقام سنگین مهریه تعریف کرده اند.

مهریه تعهد مالی است که شوهر به هنگام وقوع عقد ازدواج ، پرداخت آن را به همسر خود بر عهده می گیرد و مکلف است بلافاصله پس از امضای قرداد ازدواج ، هر لحظه که زن مطالبه کند آن را بپردازد .

رقم مهریه ها در سال های اخیر در حالیکه ناتوانی مردان در پرداخت آن هنگام جدایی و حتی در دوران زندگی مشترک بارز است از سیر صعودی نگران کننده ای برخوردار بوده است .

از سوی دیگر، این معضل در حالی در کشور رو به گسترش است که جوانان در آستانه ازدواج با مشکلات فراوانی از جمله مسکن و شغل مناسب مواجه هستند و بسیاری از مردان به گواه آمار برای گذران زندگی مجبور می شوند بیش از یک شغل داشته باشند . اما بعضی از دختران با دلایل گوناگونی که همگی از نبود حمایت قانونی از آنان سرچشمه می گیرد بهترین روش را برای پیشگیری از اتفاقات احتمالی در دوران زندگی زناشویی را سنگینی مبلغ مهریه می دانند .

دکتر "احمد بشیری "، حقوقدان در این باره می گوید : " مهریه به موضوع پیچیده ای در زندگی زناشویی تبدیل شده است که ابعاد آن در کشورتقریبا" غیرقابل کنترل می باشد . بنابراین زمان آن فرارسیده تا برای این نابسامانی چاره ای اندیشید و راهی یافت . "


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 12:44  توسط مزدک پنجه ای  | 

 

                
                  كتبيه منشور آزادي كوروش

دعاي كوروش در حق سرزمين ايران : اهورا مزدا ، اين سرزمين را ، اين مرز و بوم را ، از كينه ، از دشمن ، از دروغ ، از خشكسالي حفظ كند .

در همايش سيزدهمين اجلاس سراسري اعضاء هيئت مديره هاي كانون هاي سراسر كشور ، پائيز ۱۳۸۲ ، از طرف كانون محترم اصفهان ، ماكت كتيبه لوح منشور آزادي ( حقوق ) بشر ، پادشاه باستاني ايران ، به همراه صفحاتي از ترجمه لوح ، تقديم حضار گرديد . كه به جهت اهميت موضوع ، ذيلا تقديم مي گردد .

هر چند در روايات و معلومات اسلامي ، به نقل برخي از مفسرين ، مراد « از ذو القرنين » در قران مجيد ، به احتمالي ، شخص كوروش بوده است . لكن بدون شك ، نامبرده ، بزرگترين و برترين اعلاميه حقوق بشر دوران باستان را اعلام و اجرا كرده است .

در خصوص ترجمه عبارت متن كتبيه كوروش ، در كتاب « سرزمين جاويد » ،
تاليف ، ماژيران موله – هرتزفلد – گيرشمن ،

نويسنگان در اين كتاب ، ادغان دارند كه ، منشور آزادي كوروش ( در حدود ۲۵۴۳ سال قبل ) به مراتب از اعلاميه حقوق بشر انقلابيون فرانسه در قرن ۱۷ ميلادي و اعلاميه حقوق بشر قرن ۲۰ ميلادي سازمان ملل متحد ، برتر و معنويت بيشتري دارد .

         


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 12:44  توسط مزدک پنجه ای  | 

 

                  

جواز استناد قاضي غير معصوم به علم شخصي خود در مقام صدور حكم يكي از مسائل ديرينه و پرسابقه فقهي است كه امروز خود مساله‌ساز شده و مورد  ابتلاي دستگاه قضايي است. ادله اثبات در امور كيفري در نظام آيين دادرسي‌ها ركن اساسي پرونده مطروح نزد قاضي را تشكيل مي‌دهد. چرا كه طبق اصل 37 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران:«اصل بر برائت است و هيچ‌كس از نظر قانون مجرم شناخته نمي‌شود مگر اينكه جرم او در دادگاه صالح ثابت شود.» اصل برائت جزو  اصول خدشه‌ناپذير در نظام‌هاي كيفري است كه جز با فراهم آوردن و ارائه ادله كافي و واجد ارزش اثباتي  و تحصيل شده از طرق مشروع و قانوني،  عليه فرد يا افراد  متهم به ارتكاب جرم قابل نقض نيست.

 

علم قاضي به عنوان يكي از ادله اثابت دعوا در نظام‌هاي حقوقي معاصر به‌خصوص در نظام قضايي اسلام از جايگاه ويژه‌اي برخوردار است. اين نماد در قانون مجازات اسلامي در مواد 105، 120 و 128 به صورت كلي و در مواد 199و 231 به شكل خاص در امر سرقت و قتل پيش‌بيني شده است. نوشتار حاضر آنچه در ارتباط با علم قاضي مطرح مي‌شود اطلاعات عمومي يا دانش‌قضايي نوعي نيست زيرا انتخاب قضات از بين اشخاصي كه اطلاعات و دانش مزبور را دارند  براي اين است كه آن را در قضاوت به كار گيرند به بيان ديگر اين علم لازمه قضاوت است و چنين عملي براي وي مفروض است و حتي بر وي تكليف است كه نسبت به آن (قضاوت) عالم باشد بلكه محل بحث در اينجا علمي است كه قاضي براساس ادله قانوني موجود در پرونده (اقرار، شهادت، اماره قضايي و...) با لحاظ توان اثباتي آن،  به دست مي‌آورد يا به دست آورد. نگارنده ضمن طرح و بحث  مطالب به اين نتيجه  رسيده است كه در حقوق  جزاي ايران، علم قاضي  در صورتي معتبر و قابل استناد است كه در اثر مطالعه پرونده و اوضاع و احوال  و قرائن موجود در پرونده براي وي حاصل شود و علمي كه قاضي،‌خارج از پرونده به دست مي‌آورد فاقد اعتبار و حجيت قضايي است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 12:41  توسط مزدک پنجه ای  | 

در حقوق کیفری ایران، در مباحث مربوط به حدود و بنا به قول بسیاری تعزیرات (و حتی بنا به اعتقاد معدودی قصاص)، اشتباه یا جهل به حکم قانون  یا موضوع حکم، رافع مسوولیت کیفری است. این امر(در مورد اشتباه در حکم قانون) بر خلاف اصلی مبرهن است که مقرر می‌دارد «جهل به قانون، رافع مسوولیت کیفری نیست».

 

استثناي مذکور، به دلیل حساسیت بسیار شارع در مورد حدود الهی است؛ حساسیتی تا بدان‌اندازه که ندانستن قانون و یا بروز اشتباه در این خصوص را موجب عفو انجام‌دهنده عمل می‌داند. آن چنان که پیداست شارع در این گونه موارد خاص، با دقت نظر بیشتر به جرم و مجرم نگریسته و دیدی استثنائی نسبت به آنها داشته و«قاعده دراء»، مبنا و پایه این استثناي قانونی شده است. در حقوق کیفری ایران (و به تبع فقه امامیه)  امروزه در موارد قابل‌توجهی، می‌توان کاربرد آن را به عینه مشاهده كرد.

 

با نگاهی کوتاه به آنچه که در آیات قرآنی و روایات و فقه امامیه آمده است، می‌توان به راحتی به این نکته پی برد که شارع با این تنگ‌نظری‌ها و سخت‌گیری‌های ویژه در این گونه موارد، در نظر داشته تا مجازات چنین اعمالی را تنها هنگامی به اجرا بگذارد، که انجام عمل محرز و علم و آگاهی مجرمین بدانچه انجام داده‌اند، خالی از هرگونه شک و شبهه‌ای باشد.

 

دایره شمول قاعده دراء

در اینکه در فقه هر جرمی که مستوجب حد باشد، مشمول قاعده مذکور می‌شود، بحثی نیست و از آنجا که مطابق تفاسیری خاص، واژه حدود را می‌توان به معنای «حدود، تعزیرات و قصاص» گرفت و الف و لامی که بر سر آن در حدیث فوق‌الذکر آمده، مفید عموم است و با تنقیح مناط و لحاظ وحدت ملاک نیز، می‌توان بر این عقیده بود که هیچ منعی در شمول این قاعده به تعزیرات نیست و نمونه‌هایی هم در فقه در اثبات این ادعا و به کارگیری این قاعده در خصوص تعزیرات وجود دارد و پاره‌ای دلایل دیگر، تعزیرات نیز داخل در دایره تاثیرگذاری این قاعده می‌شوند و در خصوص قصاص نیز نظر «سید مصطفی محقق داماد» بر این است که مشمول این قاعده می‌شود، گرچه اجمالا دیات را از این حیطه خارج می‌داند.

به هر روی، کاربرد اصلی قاعده دراء، در جرائم مستوجب حدود است و از این روی، پرداختن به این نوع مجازات لازم به نظر می‌رسد.

 

قاعده دراء در متون فقهی

فقها عموما، بحث شبهات حکمیه و موضوعیه را ابتدا در حد زنا (به تفصیل) و سپس در حد سرقت و حد شرب خمر و حد قذف و بعضا در حد لواط و حد مساحقه، بیان داشته‌اند. بی‌تردید ذکر تمامی موارد استنادات فقها در کتب فقهی‌شان به این قاعده، فرصت مفصلی را می‌طلبد، اما آنچه بدیهی است این است که قاعده دراء چنان اهمیتی برای ایشان داشته است که حتی بعضا در کتب خود از موضوع خاص مورد بحث خویش خارج شده و به تعریف این قاعده و بیان مفهوم شبهه و ... پرداخته‌اند و تبیین به نسبت مفصلی را از این مساله به دست داده‌اند. نکته دیگری که قابل بیان به نظر می‌آید، این است که موارد استنادی از این دست در مورد مبحث تعزیرات نیز به چشم می‌خورد و از این قاعده برای ساقط كردن مجازات این گونه جرائم هم به واسطه بروز اشتباه استفاده شده است.

 

شبهه در قانون مجازات اسلامی

مواد مربوط به شبهه و اشتباه را بیشتر می‌بایستی در قسمت حدود قانون مجازات اسلامی جست‌وجو کرد (مواد 63، 64، 65، 66، 130، 141، 166، 187، 198 قانون مجازات اسلامی)، گرچه در غیر این موارد، گاها در مسائل دیگری هم چون قتل نیز از اشتباه سخن به میان آمده است (تبصره 2 ماده 295 و ماده 296). صرفنظر از آنچه ذکر شد، کلماتی همچون «علم و آگاهی و اطلاع» و «عالما عامدا»، به طور کلی به وفور در مواد قانونی مربوط به بخش  تعزیرات و مجازات‌های بازدارنده هم دیده می‌شود (مواد 499، 501، 518، 519، 520، 528، 529، 535، 536، 537، 559، 569، 584، 592، 593، 622، 623، 643، 644 و ...). البته با توجه به سکوت قانون در پاره‌ای موارد دیگر، استناد به احادیث و نظریات فقهی نیز در این زمینه، دست قاضی را بازتر خواهد گذاشت.

 

شبهه از منظری کاربردی

اشتباه در فهم قانون یا جهل بدان، عموما در پرونده‌های کیفری مربوط به حدود و به خصوص در حد زنا، مورد استفاده زیادی دارد. در بسیاری از پرونده‌هایی که در این زمینه تشکیل شده است، دادگاه بنا به مشاهده اوضاع و احوال و شنیدن اظهارات متهمین،  هنگام حصول یقین به اشتباه طرفین یا یکی از آنها، حکم به برائت متهم یا متهمه  یا متهمین كرده است. از این قبیل می‌توان به رای دادگاه در خصوص موردی اشاره كرده که طرفین نمی دانسته‌اند عقد ازدواج موقت نیز نیاز به اخذ اذن پدر دارد و بدون اذن پدر، با هم همبستر شده‌اند که در این مورد خاص، دادگاه هر دو طرف را از مجازات حد زنا معاف دانسته است  یا در خصوص زنی که تصور می‌داشته با گذشت ایام طولانی از زمان رها شدن به وسیله شوهرش و نبود هرگونه خبری از او، می‌تواند به عقد دیگری درآید و بر این خیال بوده که شوهرش، وی را طلاق داده است.

 

جدای از این موارد که به شعب دیوان عالی کشور ارجاع داده شده است، شبهه و اشتباه در حکم قانونی  یا ندانستن آن، به وفور در آرای دادگاه‌ها تاثیر گذاشته است و به نوعی رویه‌ای را در این خصوص به وجود آورده است؛ رویه‌ای که به نظر می‌رسد با اطمینان یافتن محکمه به جهل یا اشتباه متهمان، به سادگی موجبات برداشتن مسوولیت کیفری از دوش متهمان را فراهم می‌آورد. 

منبع: - محمدعلی کامفیروزی- نشریه شهروند امروز

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 12:36  توسط مزدک پنجه ای  | 

 

                    

بررسي مسائل، نيازمندي‌ها و حقوق كودكان به عنوان يك گروه خاص و متمايز از بزرگسالان و اولويت دادن به آنها در ملاحظات، خط‌مشي‌ها و آينده‌نگري‌هاي جوامع بشري پديده‌اي نوظهور و متاثر از مجموعه دگرگوني‌هاي اجتماعي است. امروزه تمام كشورهاي جهان به لزوم توجه به كودكي به عنوان دوره‌اي خاص از زندگي كه به خودي خود داراي اهميت است و حمايت ويژه از كودكان اذعان دارند. به همين جهت در سطوح بين‌‌المللي در قالب كنوانسيون‌هاي جهاني، كميته‌هاي مشترك، توافق‌ها و همكاري‌هاي بين‌‌المللي درصدد تضمين حقوق كودكان در سطح جهان برآمدند. اما به رغم همه اين تلاش‌ها شاهد تشديد نقض حقوق كودكان در سراسر جهان هستيم؛ واقعيت تلخي كه در گزارش مستقل سازمان ملل متحد در زمينه خشونت عليه كودكان به خوبي آشكار است. به نظر مي‌رسد توجه به علل و عوامل ريشه‌اي و ساختاري مي‌تواند براي گام برداشتن در جهت ساختن دنيايي بدون خشونت براي كودكان ضروري باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 12:33  توسط مزدک پنجه ای  | 

یکی از مسایل پیچیده و ناراحت کننده که توجه بسیاری از محققین، جامعه­شناسان و حقوق­دانان را به خود معطوف کرده تأثیر برخی بیماری­های مادر­زادی، رفتارها­، فعالیت­های پزشکان و برخی از نهادهای مرتبط با پزشکی ( بیمارستان­ها، رادیولوژی­ها و ... ) در چگونگی پدیدآیی بزه و بزهکاری است.

عامل ژنتیک، بیماری­های مادرزادی، عدم رعایت موازین پزشکی و در نتیجه نقصانی که در این میان بر بدن فرد پدید می­آید و در پی آن عقده­ها و حقارت­هایی که بعضاً نشأت گرفته از این قضیه است از عوامل مهم در بزهکار شدن افراد  به شمار می­آیند.

برای نمونه محققان در بررسی­های خود دریافتند برخی از بزه­های روی داده در جامعه مربوط به افرادی است که مبتلا به بیماری­های مادرزادی هستند.

در تأملی که بر رفتار یک بزهکار انگلیسی­تبار انجام گرفت مشخص شد وی به خاطر کوتاهی یکی از دست­های خود و عدم توانایی انجام برخی از حرکات ورزشی در طول دوران تحصیل با همکلاسی­های خود درگیر شده که در نهایت منجر به قتل یکی از آنها شده است.

بزهکارانی که بر اثر عدم تشخیص بیماری و یا غفلت پزشک و نیز رعایت نکردن موازین پزشکی مرتکب بزه شده­اند به 2 دسته تقسیم می­شوند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مهر 1386ساعت 2:14  توسط مزدک پنجه ای  | 

هنگامی که کسی برای داوری به تو متوسل می شود و می گوید: «بر من ستم رفته!» حاضر باش و برای او داوری کن! با راستی او را پاسخ گوی ! تنها همین را از تو می خواهم!
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مهر 1386ساعت 1:49  توسط مزدک پنجه ای  |